dkjdhksd
هنر مدرن. آیا چیز دیگری هم وجود دارد که بتواند اینقدر در دل یک بازدیدکننده معمولی موزه ترس و واهمه ایجاد کند؟
بومها با رنگ پاشیده شدهاند، با شبکههایی خطکشی شدهاند، یا بهسختی اشکالی را در خود جای دادهاند که گویی میخواهند شناور شوند و دور شوند. چهرهها یا ساختمانها یا درختان از یک پسزمینه هندسی پدیدار میشوند، اما با بررسی دقیقتر، به ضربههای قلم مو تجزیه میشوند. یک لاستیک ماشین بریده شده و دوباره مونتاژ شده است. یک متحرک غولپیکر در هوا معلق است و نسیم را به دام میاندازد. تمام دنیا به رنگ آبی سایه زده شده است. آیا جای تعجب است که در مقایسه با آثار سرراست و قابل فهم، مثلاً،
دوران رنسانس، این میتواند احساس بیثباتی ایجاد کند؟
وقتی صحبت از هنر مدرن به میان میآید، طبیعی است که بپرسیم، خب، این به چه معناست؟ این اثر درباره چیست؟ چگونه به همین راحتی از فوویسم به کوبیسم و فوتوریسم رسیدیم؟ چگونه میتوانم این مطالب را بدون مدرک تحصیلات تکمیلی درک کنم؟
اما میتوانید! به شما قول میدهم، میتوانید. زیرا هنر مدرن تماماً درباره همگام بودن با زمانه خود است—به این معنی که ما میتوانیم آزادانه آن را به زمانه خود مرتبط کنیم. هری کوپر، متصدی هنر مدرن بانی ملون در نگارخانه ملی میگوید: «ما با برخی از مسائل یکسان در مورد چگونگی کنار هم قرار دادن جهان سروکار داریم. من میتوانم با سزان بنشینم و مکالمهای داشته باشم که چندان بیگانه به نظر نرسد.»




